استراو در بخش از سفرنامهاش توضیح میدهد ناهارشان را که در هتلی در تهران میخوردند، یک مسئول میانرده دولتی را دیدند که وقتی از سختیهای سفر اینها شنید، «همه تلخی مصائب را به خنده شست و با ما همدردی کرد و جوری این حرف را زد انگار اینها رخدادهای معمول سفرهای توریستی است و برای هر کس ممکن بود پیش بیاید».