راهبرد فشار روانی برای تحمیل شروط در میز مذاکره
نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو
ژنو بار دیگر به صحنه مذاکرات حساس هستهای ایران و تحولات امنیتی جهانی تبدیل شده است، در حالی که جمهوری اسلامی ایران همزمان با تقویت توان بازدارندگی خود از طریق رزمایش راهبردی در تنگه هرمز، پیام روشنی درباره آمادگی دفاعی ارسال کرده است. در مقابل، آمریکا با اتخاذ راهبرد فشار و مذاکره همزمان، در پی تحمیل شروط خود است، اما ملاحظات سیاسی داخلی و هزینههای جنگ، واشنگتن را به سمت توافق سوق داده است.
فرارو- شهر ژنو در سوئیس طی روزهای ۱۷ و ۱۸ فوریه ۲۰۲۶ بار دیگر به کانون تحولات دیپلماتیک جهان تبدیل شده است؛ شهری که اینبار میزبان دور تازهای از مذاکرات حساس بینالمللی درباره دو بحران مهم جهانی، یعنی پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران و مناقشه نظامی میان روسیه و اوکراین شده است. این همزمانی، ژنو را به صحنهای کمسابقه برای گفتوگو میان بازیگران اصلی دو محور مهم ژئوپلیتیکی جهان تبدیل کرده است.
به گزارش فرارو، در یکی از مهمترین محورهای این نشستها، گفتوگوهای مرتبط با برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران در دستور کار قرار گرفته است. در این چارچوب، مذاکراتی با محوریت برنامه صلحآمیز هستهای و توانمندیهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران از جمله برنامه موشکی، در حال پیگیری است. این گفتوگوها در ادامه روندی انجام میشود که پیشتر از طریق کانالهای دیپلماتیک و با میانجیگری عمان آغاز شده بود و اکنون وارد مرحلهای تازه شده است.
محورهای اصلی این مذاکرات شامل بررسی موضوع غنیسازی اورانیوم، مسائل مرتبط با ظرفیتهای دفاعی جمهوری اسلامی ایران و نیز بحث درباره امکان کاهش یا رفع تحریمهای یکجانبه غرب است. هدف از این روند دیپلماتیک، دستیابی به تفاهمی است که بتواند ضمن حفظ حقوق مشروع جمهوری اسلامی ایران، از شدت تنشهای منطقهای بکاهد و زمینه را برای شکلگیری توافقی جامعتر فراهم سازد.
بهطور همزمان، ژنو میزبان مذاکرات دیگری نیز درباره جنگ میان روسیه و اوکراین است؛ مناقشهای که نزدیک به چهار سال از آغاز آن میگذرد و همچنان یکی از پیچیدهترین بحرانهای امنیتی جهان به شمار میرود. در این گفتوگوها، مسئله تعیین وضعیت مناطق مورد اختلاف و موضوع کنترل سرزمینی از جمله مهمترین محورهای مورد بحث محسوب میشود.
انتخاب ژنو برای میزبانی این مذاکرات، ریشه در جایگاه تاریخی و سنت دیپلماتیک سوئیس دارد. این کشور با اتخاذ سیاست «بیطرفی فعال» و ایفای نقش میانجی، طی دهههای گذشته به یکی از مهمترین مراکز گفتوگوهای بینالمللی تبدیل شده است. شهر ژنو نیز بهعنوان نماد دیپلماسی چندجانبه، سابقه میزبانی مجموعهای از مهمترین مذاکرات جهانی را در کارنامه خود دارد؛ از جمله می توان به کنفرانس جهانی خلع سلاح در سال ۱۹۳۲، نشست رهبران قدرتهای بزرگ در سال ۱۹۵۵، دیدار تاریخی سران ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۵ و همچنین توافق اولیه درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد.
رزمایش در تنگه هرمز؛ پیام روشن بازدارندگی همزمان با روند دیپلماسی هستهای
منطقه راهبردی تنگه هرمز در روزهای اخیر صحنه برگزاری رزمایش گسترده نیروی دریایی سپاه با عنوان «کنترل هوشمند تنگه هرمز» بود؛ رزمایشی که با مشارکت یگانهای موشکی، دریایی و هوایی و با بهرهگیری از سامانههای پیشرفته رزمی برگزار شد و نمادی از آمادگی دفاعی جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان به نمایش گذاشت.
مرحله نخست این رزمایش از جزیره راهبردی بوموسی، واقع در جنوبیترین نقطه قلمرو جمهوری اسلامی ایران، آغاز شد؛ منطقهای که به دلیل اشراف مستقیم بر مسیرهای حیاتی کشتیرانی در خلیج فارس و بخش غربی تنگه هرمز، جایگاهی کلیدی در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه دارد. تمرینهای عملیاتی در این مرحله با تمرکز بر ارتقای آمادگی رزمی، تقویت مؤلفههای بازدارندگی و اجرای راهبرد دفاع چندلایه طراحی شد و سناریوهایی نیز برای مقابله با شرایط جنگ الکترونیک و اختلالات ارتباطی شبیهسازی شد.
در جریان این رزمایش، یگانهای عملیاتی بهصورت همزمان اقدام به شلیک موشکهای کروز از سکوهای مستقر در خشکی و شناورهای دریایی به سوی اهداف از پیش تعیینشده کردند. این اقدام در چارچوب آزمایش تاکتیکهای نوین رزمی و ارزیابی قابلیتهای عملیاتی سامانههای تسلیحاتی انجام شد. بر اساس اعلام رسمی، این موشکها به سامانههای ضدپارازیت و فناوریهای هدایت پیشرفته مبتنی بر هوش مصنوعی مجهز بودند؛ قابلیتی که امکان هدفگیری دقیق و مؤثر را حتی در شرایط جنگ الکترونیک فراهم ساخت و نشاندهنده پیشرفتهای فناورانه جمهوری اسلامی ایران در حوزه دفاعی بود.
این رزمایش در شرایطی برگزار شد که آیت الله علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در واکنش به تهدیدهای نظامی آمریکا، بر توانمندیهای بازدارنده جمهوری اسلامی ایران تأکید کردند. ایشان تصریح کردند: «خطرناکتر از ناو هواپیمابر آمریکایی، سلاحی است که قادر به غرق کردن آن باشد.»
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که حضور نظامی ایالات متحده در منطقه غرب آسیا افزایش یافته است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد که برگزاری این رزمایشها با هدف ارتقای آمادگی دفاعی، تقویت توان بازدارندگی و تضمین امنیت یکی از مهمترین شریانهای حیاتی انرژی جهان انجام میشود؛ اقدامی که در چارچوب راهبرد دفاعی کشور برای حفظ ثبات و امنیت منطقه ارزیابی میشود.
بازی دوگانه واشنگتن در قبال تهران؛ راهبرد فشار روانی برای تحمیل شروط در میز مذاکره
کارشناسان راهبردی و متخصصان روابط بینالملل بر این باورند که تناقض آشکار در مواضع مقامات آمریکایی درباره امکان دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ایران، نه نشانه اختلاف واقعی، بلکه بخشی از یک راهبرد هدفمند در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» محسوب میشود؛ راهبردی که با هدف اعمال فشار زمانی و روانی طراحی شده است تا محاسبات راهبردی تهران را تحت تأثیر قرار دهد و زمینه را برای تحمیل شروط مورد نظر واشنگتن فراهم سازد.
به اعتقاد این تحلیلگران، آنچه بهعنوان اختلاف نظر میان مقامات آمریکایی مطرح میشود، در واقع نوعی «تقسیم نقش تاکتیکی» در درون ساختار قدرت ایالات متحده است. در این چارچوب، برخی مقامات با اتخاذ مواضع خوشبینانه از امکان دستیابی سریع به توافق سخن میگویند، در حالی که گروهی دیگر با تأکید بر دشواری مذاکرات، فضای تردید و فشار را تقویت میکنند. هدف از این رویکرد دوگانه، افزایش اهرم چانهزنی آمریکا و تنظیم دقیقتر شروط توافق، بدون ورود به یک تقابل نظامی پرهزینه و طولانیمدت ارزیابی میشود.
این تناقض رفتاری بهوضوح در اظهارات دونالد ترامپ و مارکو روبیو مشاهده میشود. ترامپ با اشاره به روند مذاکرات، دستیابی به توافق هستهای با ایران را ظرف مدت کوتاهی، حتی در بازه زمانی یکماهه، ممکن دانسته است. در مقابل، مارکو روبیو با اتخاذ موضعی محتاطانهتر، تحقق چنین توافقی را دشوار توصیف کرده و نسبت به امکان دستیابی سریع به نتیجه ابراز تردید کرده است. به گفته ناظران، این تفاوت در لحن و ارزیابی، بخشی از تاکتیکهای روانی برای افزایش فشار بر طرف ایرانی در روند مذاکرات تلقی میشود.
در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که ایالات متحده به دنبال توافقی است که شامل نظارتهای گسترده بینالمللی بر تأسیسات هستهای جمهوری اسلامی ایران باشد. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز با تأکید بر حفظ اصول و منافع ملی، آمادگی خود را برای گفتوگو در چارچوبی عادلانه اعلام کرده است. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، با تأکید بر رویکرد اصولی تهران، اعلام کرده است که جمهوری اسلامی ایران آماده مذاکراتی است که بتواند نگرانیها را برطرف کند، بدون آنکه امنیت و استقلال کشور خدشهدار شود.
در سطح بینالمللی نیز رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، دستیابی به توافق درباره سازوکارهای نظارتی را امکانپذیر، اما در عین حال «بسیار دشوار» توصیف کرده است؛ موضعی که نشاندهنده پیچیدگیهای فنی و سیاسی مذاکرات جاری است.
در همین چارچوب، برخی پژوهشگران روابط بینالملل بر این باورند که اهداف واشنگتن فراتر از صرفاً محدودسازی برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران تعریف شده است و ابعاد گستردهتری را در بر میگیرد. با این حال، محدودیتهای ژئوپلیتیکی و هزینههای سنگین یک درگیری نظامی، گزینه تقابل نظامی را برای آمریکا با چالشهای جدی مواجه کرده است. تحلیلگران تأکید میکنند که هرگونه اقدام نظامی گسترده میتواند ایالات متحده را درگیر یک بحران طولانیمدت کند و پیامدهای سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی برای دولت آمریکا به همراه داشته باشد.
در همین راستا، ناظران مسائل آمریکا معتقدند سیاست واشنگتن بر یک راهبرد دوگانه استوار شده است: از یکسو، اعمال فشار فشرده و تعیین ضربالاجلهای کوتاه برای افزایش سطح امتیازگیری و از سوی دیگر، حفظ مسیر مذاکرات بهعنوان گزینهای برای دستیابی به توافقی قابل اجرا. این رویکرد، به دولت آمریکا امکان میدهد همزمان از ابزار تهدید و مذاکره بهره بگیرد و طرف مقابل را در برابر انتخاب میان توافق تحت فشار یا تشدید تنش قرار دهد. در مجموع، این رفتار دوگانه را میتوان بخشی از الگوی شناختهشده سیاست خارجی ایالات متحده دانست که با هدف مدیریت همزمان فشار و مذاکره طراحی شده است؛ الگویی که در نهایت به دنبال شکلدهی به نتایج مذاکرات در راستای منافع راهبردی واشنگتن ارزیابی میشود.
همگرایی راهبردی واشنگتن و تلآویو در برابر ایران؛ دیپلماسی تحت فشار یا سناریوی تشدید تنش
ناظران و تحلیلگران مسائل راهبردی تأکید دارند که با وجود برخی اختلافات تاکتیکی میان ایالات متحده و اسرائیل در نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی راهبردی میان دو طرف همچنان پابرجاست و بعید به نظر میرسد که واشنگتن یا تلآویو در پرونده ایران بهصورت مستقل و بدون هماهنگی اقدام کنند. این همگرایی در سطح کلان، نشاندهنده اشتراک اهداف کلی دو طرف در قبال ایران است، هرچند درباره ابزارها و زمانبندی دستیابی به این اهداف، تفاوتهایی در رویکردها مشاهده میشود.
کارشناسان مسائل منطقهای بر این باورند که دونالد ترامپ در شرایط کنونی به دنبال دستیابی به توافقی با جمهوری اسلامی ایران است که بتواند آن را بهعنوان یک دستاورد سیاسی مهم در عرصه داخلی آمریکا معرفی کند. چنین توافقی میتواند جایگاه سیاسی او را تقویت کرده و موقعیتش را در ادامه دوره ریاستجمهوری تثبیت کند. در عین حال، در محافل سیاسی واشنگتن نگرانیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه طولانی شدن روند مذاکرات از سوی ایران، ممکن است موجب تغییر در محاسبات آمریکا شود و حتی زمینهساز اقدامات محدود نظامی با هدف افزایش فشار و تسریع روند مذاکرات شود.
گروهی دیگر از تحلیلگران معتقدند که گزینه نظامی همچنان بخشی از سناریوهای احتمالی باقی مانده است و برخی مقامات اسرائیل از جمله بنیامین نتانیاهو، از حامیان اتخاذ رویکرد سختگیرانهتر و حتی اقدام نظامی علیه ایران محسوب میشوند. با این حال، به اعتقاد این ناظران، ترامپ با توجه به ملاحظات سیاسی داخلی، بهویژه نزدیکی انتخابات میاندورهای آمریکا، تمایل بیشتری به دستیابی به یک توافق سیاسی دارد که بتواند آن را بهعنوان موفقیتی مهم به افکار عمومی و رأیدهندگان آمریکایی ارائه کند. آنان تأکید میکنند که ورود به یک جنگ طولانیمدت، مشابه تجربیات گذشته، نهتنها دستاوردی برای دولت آمریکا نخواهد داشت، بلکه میتواند پیامدهای سیاسی منفی برای ترامپ در عرصه داخلی به همراه داشته باشد.
با وجود اختلافات تاکتیکی میان واشنگتن و تلآویو، هر دو طرف در هدف کلی مهار جمهوری اسلامی ایران اشتراک نظر دارند، هرچند مسیر تحقق این هدف همچنان محل اختلاف باقی مانده است. در همین حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند که در صورت شکست روند مذاکرات، احتمال اتخاذ تصمیمهای غیرمنتظره از سوی دولت آمریکا وجود دارد؛ رویکردی که پیشتر نیز در برخی تصمیمات ناگهانی نظامی واشنگتن مشاهده شده است. این وضعیت، نشاندهنده تداوم فضای پیچیده و چندلایه در معادلات مرتبط با ایران و ضرورت هوشیاری در برابر تحولات پیشرو است.